Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms


 

 

 

 

حجاب،خوب ،بد ،زشت ؟!

 

 

 

 

 

 

             در طول تاريخ ،انسان همواره دوست داشته به نوعي خود را از جبر و اجبار برهاند حال اين اجبار در كارهاي كوچك بوده يا در كارهاي بزرگتر ،مسئله در اين است كه كه تمايل انسان همراه به اين سو است و به نوعي خود را از قيد و بند حيات مي رهاند . قوانين دست و پا گير  بشري همواره  انسانها را به سويي سوق داده كه حاصل آن پا گذاشتن به راهي است كه گاهي  اوقات خودش نيز از آن آگاه نيست و بنا بر طبيعت فطري و ذاتي خود ،به نوعي مجبور است اين  راه را طي كند .

مثال عيني تاريخ:

در زمان رضا خان (كه مصادف با ظهور آتاتورك در كشور همسايه ما ،تركيه بود و اقدامات او در زمينه حجاب ،……) فعاليت هايي آغاز شد در زمينه كشف حجاب ،تا به نوعي جامعه ايران و ايرانيان از زندگي سنتي و قديمي خود بيرون ايند و همانند غربي ها زندگي كنند . بي شك كشف حجاب يكي از بزرگترين اقدامات رضا خان بود

ولي چرا حجاب ؟

آيا گرفتن حجاب تك تك افراد جامعه با ارعاب و تهديد مي تواند خللي به پايه هاي محكم دين و همچنين بعد شخصيتي انسان و اعتقاداتش وارد كند ؟

اگر پاسخ مثبت است ببينيم جامعه چه واكنشي از خود نشان مي دهد بيشتر ما با اين قسمت از تاريخ مملكتمان آشنا هستيم مردم در حوزه شخصي خود اين اقدام ناپسند را محكوم كردند و در بعضي اوقات در برابر اين اقدامات مقابله كردند و در بعضي جاها به خاطر حفظ حجاب و حفظ آرمانهاي وجودي شان حاضر شدند ماهها و يا سالهاي سال در خانه بمانند (خود را اسير كنند )تا خللي به آنچه كه اعتقاد دارند وارد نشود . محكوم كردن كاري كه دولت و قانون آن را درست مي شمارد امر ساده اي نيست .ملت ايران در اين برحه از تاريخ نشان داد كه در برابر زور تا حد امكان مقاومت خواهد كرد تا بتواند از دين و آرمانهاي خود دفاع كند .

به الخص  انساني كه نتواند براي خودش تصميم بگيرد همواره ناتوان و ذليل است زيرا بزرگترين وجه تمايز انسان از حيوان قدرت انتخاب اوست و هر انسان  عادي با هوشي متوسط ،  متوجه اين امر است پس اين حكومت و قانون يك مملكت نيست كه انسانها را رو به ترقي و پيشرفت وا مي دارد بلكه اين امر ناشي از بينش و آگاهي تك تك افراد است كه باعث پيشرفت و آگاهي و آباداني هر كشور و مملكت مي شود ولي همين مسئله حجاب در جامعه امروزي ما و تحت اين شرايط خاص امروزي (جهاني شدن ،گسترش ماهواره اينترنت ،ارتباطات ، ……)آيا توانسته است نمره مثبت يا حتي قبولي بگيرد ؟!

پاسخ روشن است

ولي چرا ؟ حال كه تمام تبليغات صدا و سيما ،مطبوعات،ادارات ،نهادها و سازمانها ، با فلسفه حجاب در يك جهت است و گاه در اين زمينه تبليغات گسترده اي نيز از سوي برخي نهادها ( امر به معروف،نهي از منكر ) انجام مي گيرد ولي چرا جامعه امروزي ما حجاب را براي خود نوعي جبر

 و اجبار مي پندارد و با آن به مقابلاه بر مي خيزد ؟ چرا جامعه ما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد كم رنگ شدن حجاب در بين اقشار مختلف اجتماع خود است ؟ حرف قانون كه روشن است حرف دولت و مجلس و رهبري و شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت ،.. هم همينطور ،پس چه بلايي بر سر اين ملت آمده كه روز به روز حجاب را لكه اي ننگين تر از روز قبل مي پندارند و در بعضي اوقات آگاهانه يا  نا آگاهانه با آن به مقابله بر مي خيزند بدون اينكه  واقعا متوجه عمل خود باشند و در اين ميان خانواده ها هم واكنش تندي از خود نشان نمي دهند .

 

ولي چرا ؟!

چرا يك دختر ايراني بدون اينكه قانون رضا خاني بر او حكم كند و ماموري به زور حجاب از سر او باز كند خود،آگاهانه و با خواست خود ترجيح مي دهد ديگر مثل گذشته نباشد (مثل مادرش،مثل خاله اش ،مثل عمه اش ،.) نباشد و تازه اين را براي خودش يك افتخار و در بعضي موارد » بينش اجتماعي  يا بينش امروزي « مي داند . چه بر سر ما آمده كه به هر ذلتي تن مي دهيم بغير از حجاب ،مگر حجاب چيز بدي است ! مگر توصيه اسلام نيست ؟ مگر حجاب توصيه پيغمبر نيست ؟

روزگاري اين جبر براي ما نعمت بود و حالا همان نعمت ، تبديل به نقمت شده است و به جاي اينكه در راه توسعه و پيشرفت دين باشد عاملي براي بيزاري و دوري جوانان و نوجوانان از تعاليم اسماني ديني بزرگ است نداشتن آزادي آزادي كه بتوان در ان تك تك واژه ها را در مكان مناسب خود تعريف كرد- قدرت انتخاب را از ما گرفته و در اين ميان شاخصه بزرگ انسان كه همان انتخاب است زير پا گذاشته شده و روح بزرگ انسان آماج عقده هايي ديرينه گشته است عقده هايي كه نمونه عيني آنرا را در اجتماع خود مي بينيم .

 

1-       بيزاري از حجاب : بخصوص هنگامي كه دو كشور مسلمان را مورد بررسي قرار مي دهيم اين بيزاري شايد بيشتر ديده شود مثلا مقايسه دو كشور مسلمان ايران و سوريه ، در سوريه تعرفه هاي حجاب به سه قسمت تقسيم مي شود:

    الف : حجاب كامل   ب : حجاب ناقص   ج : بدون حجاب

2-       تضادي كه حاصل پيشرفت صنايع و تكنولوژي است .(مثلا ماهواره و اينترنت كه دو شاخصه پر طرفدار در سطح دنيا و همچنين كشور ماست در بعضي اوقات باعث تغيير سليقه ها ،ميل به سوي اهداف بزرگتر ،ميل به داشتن آزادي هاي مدني بيشتر ،دموكراسي ،..)

3-       افراطو تفريطي كه در بعضي اوقات از سوي برخي علما و روحانيون سر زده است .

4-       فقر اقتصادي

5-       فقر فرهنگي

6-       زير پا گذاشتن قانون توسط ماموران قانون

7-       اشاعه فرهنگ زور از سوي برخي نهاد ها

 

در جامعه اي كه انسان نتواند آزادانه  به سليقه هاي خود طبق ضوابط تعيين شده  دست يابد لاجرم آنها را از طرق ديگري ـ نامشروع ـ بدست خواهد آورد چه در اين ميان قانون مملكت بگويد يا نگويد .

سخن آخر : افراد با سليقه ها و آمال متفاوت هميشه در يك راه هستند و آن هم مقابله با جبري هست كه بر جامعه حكم فرماست چه اين جبر در جهت مثبت باشد كه بخواهد جامعه را هدايت كند چه در جهت منفي باشد كه بخواهد جامعه را گمراه نمايد . همواره انسان در يك مسير است و آن مسيري است كه در نهاد او به طور فطري گنجانده شده است . انساني كه نتواند انتخاب كند شاخصه هاي انساني خود را از دست مي دهد و انساني كه شاخصه هاي طبيعي خود را از دست دهد كم كم رو به زوال مي رود . انتخاب كردن به روح انسان نوعي تعادل مي بخشد كه جبر فاقد اين بعد آسماني است حال چه اين انتخاب موافق يك اصول و فروعي باشد يا مغاير آن . بيهوده نيست خالق سبحان با قدرت لايزال خود تمام اختيارات و انتخاب ها را به انسان عطا كرده است در حاليكه مي توانست بسياري از اين اختيارات را محدود كند ولي معني پاك بودن در اين نقطه است كه در بين خوب و بد ،انسان آگاهانه خوب را برگزيند و به رستگاري رسد نه اينكه خوبي را به زور چماق و اسلحه در گلوي انسان هاي بي گناه بريزيم .

 

 

 

 

 

home