Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

 


 

 

 

انتخاب

 

 

 

              انساني كه نتواند وجود خود را در جامعه يا اجتماع خود كه در آن زندگي مي كند- به اثبات برساند به تدريج رو به زوال مي گذارد زيرا انسان موجودي است كه وجود داشتنش احتياج به دليل دارد . دليلي كه باعث بقاي اوست . ولي اين دليل كجاست و چگونه به وجود مي آيد ؟

فرض كنيم در يك جامعه اسلامي هيچ ارزش وجودي براي يك زن مسلمان قائل نباشيم . به نظر شما چه پاسخي از طرف اين فرد به اجتماع فرستاده خواهد شد ؟او موجود زنده اي خواهد بود كه فقط براي ديگران وجود دارد براي خواست ديگران ،به خاطر اميال ديگران ،براي نفع ديگران ……

ولي كوچكترين ميل او از طرف همين ديگران به راحتي نا ديده گرفته مي شود چرا ؟ زيرا او حق انتخاب ندارد او همين هيكل چند كيلويي است كه گاهي براي پختن ،براي بچه داري ،براي لذت هاي شبانه ،براي زاييدن ،براي پرستاري ،براي …… او متعلق به اميالي هست كه مال خودش نيست ارزش وجودي او در اين نوع اجتماع يعني  ميل ديگران ،وجودي كه كم كم   خودش نيز از آن متنفر مي شود و آن را به سوي پرتگاه مرگ مي برد .

هنگاميكه آرمانهاي وجودي يك زن از او گرفته مي شود او غير از خودش بدنش چيز ديگري براي اثبات وجود ندارد پس با اين كالا وارد اجتماع مي شود تا بتواند با همين روش به نوعي به اثبات وجود برسد اثبات وجودي كه ثمره آن در بيشتر موارد فساد اجتماع ، كودكان سر راهي ،بيماريهاي مختلف،انحراف ،اعتياد ،گرايش به مواد الكلي ، خودكشي و .. مي باشد . ثمره تلخي كه در چند سال اخير به وضوح در اجتماع خود ، آنرا مي بينيم ا افزايش آمار دختران فراري ،افزايش طلاق،افزايش سن ازدواج ،دوري از ارزش هاي اخلاقي و معنوي ،دين گريزي جوانان ، بيزاري از واجبات و بسياري عوامل ديگر -

ولي چاره كار در كجاست ؟

مگر مي شود با ممنوعيت ماهواره جلوي فساد يك جامعه  را گرفت ؟!

مگر مي شود با سانسور شديد خبري ،جلوي انحرافات نسل جوان را گرفت ؟!

مگر مي شود جوان را از پوشيدن فلان لباس منع كرد ؟!

مگر مي شود با زور و اجبار فلسفه حجاب را در جامعه پيش برد ؟!

                      اصلا حجابي كه با زور و اجبار باشد به درد  جامعه اسلامي نمي خورد  حجاب يعني  آگاهي ، حجاب يعني اختيار ،حجاب يعني انتخاب ،حجاب يعني اختيار ،حجاب يعني بينش ، مگر مي شود انتخاب را به زور به مردم ديكته كرد ؟!

مگر مي شود با فروشنده گان مانتو هاي كوتاه برخورد كرد و جلوي فساد اجتماع را گرفت ؟!

يكي از خصلت هاي بشر در اين است كه طالب رفاه و آسايش مي باشد  او اين لذت را به دست آورده و از وجودش در رفاه و آسايش است هيچ كس نمي تواند او را از اين لذت محروم كند مگر با يك تدبير ……

انساني كه معتاد به انجام دادن عملي است از انجام عملش لذت مي برد براي تغيير سليقه اين فرد بايد لذتي بيشتر از لذت قبلي اش به او داده شود حال اين لذت در مسير مثبت باشد يا نه . مسئله مهم در اين است كه او تابع اين لذت است و اصولا مسير اين لذت  را فطرتش تعيين  مي كند.

اعتياد بالاتر يعني رفاه بيشتر ،راحتي بيشتر  - بسياري از انسانها در اين نقطه با هم اشتراك دارند

پس راز سلامت اجتماع در اين است كه تك تك افراد جامعه به خود باوري برسند اين خود باوري از طريق انتخاب حاصل مي شود . ولي چگونه ؟

چگونه به جواني كه تمام لذاتش ماهواره ،دوست دختر ،سيگار ،الكل و هزار كثافت ديگر است بفهمانيم كه لذت واقعي يعني چه ؟جواني كه صبح تا شام در فلان كلاس رقصو فلان پارتي و با فلان دوستش- پسر يا دختر يا در كنار سي دي و ماهواره و اينترنت و چت و . است آيا داراي بينشي خود باورانه است كه بتواند با بينشي قوي تر خود را منطبق كند ؟

مسئله اصلي در اينجاست  انتخاب ،انتخاب يعني رسيدن به نقطه اول خود باوري ،انساني كه نتواند انتخاب كند گيج است ،سر در گم است ،علاف است بيكاره است و. اصولا انساني است كه زندگي مي كند بدون هيچ هدفي ،جواني كه معني انتخاب را دانست عمرش را تلف نمي كند او با اولين انتخاب درست به راه مي افتد و تا رسيدن به هدفش پيش مي رود و از ثبات روحي بهتري نسبت به ديگران برخوردار است زندگاني را با نشاط تر و شاداب تر احساس مي كند دائما در تكاپوي حل مشكلات است خود را سربار ديگران احساس نمس كند به آينده اميدوار است و سعي مي كند با تلاش و همت خود ،پله هاي ترقي را طي كند .

اصولا فسادها از همين نقطه شروع مي شوند صلاح ها هم از اين نقطه شروع مي شوند هنگاميكه انتخاب در جامعه اي از دست تك تك افراد گرفته مي شود جامعه رو به زوال مي گذارد ارزش ها رنگ مي بازند و انسانها با مفهوم واقعي زندگي بيگانه مي شوند حقيقت جاي خود را به دروغ مي دهد صميميت جاي خود را به شيادي ،مهرباني جاي خود را به سنگدلي و دوست داشتن مي شود داستاني مضحك و تكراري ……

جوان در لحظه انتخابش به همه لذات مادي و معنوي خود مي رسد از اين انتخاب او سر مست و خوشحال است و زندگي هدف مندانه اي را شروع مي كند سر نوشت او در دست خودش است از اين رو تصميم مي گيرد كه سرنوشت بهتري داشته باشد پس ، سعي مي كند تلاش مي كند كار مي كند تا فردايي بهتر داشته باشد ثمره تلاش او : آباداني جامعه و اجتماع است .پيشرفت صنعت و اقتصاد است ثمره تلاش او پايين آمدن تورم ، پايين آمدن نرخ بيكاري ،پايين آمدن آمار بزهكاري ،

پايين آمدن آمار مصرف مواد مخدر ، پايين آمدن استفاده از مواد الكلي و ..

ثمره تلاش او پايبندي به ارزش هاي واقعي انساني است . انساني كه سرشار از ارزش وجودي خويش است در راه به اثبات رساندن اين ارزش هاي وجودي ،جامعه را به سوي آباداني و پيشرفت مي كشاند و اجتماع را در برابر حوادث گوناگون بيمه مي كند .

در اجتماع خود ما بيشتر انتخاب را خود جامعه يا سياست حاكم بر جامعه از ما گرفته است از همان هنگام تولد كه اذان در گوش ما خوانده مي شود تا زماني كه به خاك مي رويم از همان ابتدا حق انتخاب دين ، بزرگترين عامل خوشبختي  انسان  است از او گرفته مي شود در حاليكه  دين موروثي به درد انسان آگاه نمي خورد  زيرا خداوند انسان را مجبور به انجام هيچ كاري نكرده  و انسان را در انتخاب راهش آزاد گذاشته است به او وعده داده كه در برابر كار خوبش ثواب داده خواهد شد ودر برابر  گناهانش ،آتش دوزخ . انسان مختار است كه انتخاب كند

جواني كه در انتخاب دين ،در انتخاب همسر،در انتخاب كار ،در انتخاب رشته تحصيلي ،در انتخاب سياست حاكم بر اجتماعش ،و در انتخابات ديگر آزاد نيست انساني سر خورده ،نا اميد و عقده اي به بار مي آيد زماني هم فرا مي رسد كه او انتقام خود را از انتخابات بر بادرفته مي گيرد و در همين موقع است كه فساد و انحراف در جامعه حكم فرما مي شود و انسانها از يكديگر خسته مي شوند و تباهي جامعه را در بر مي گيرد .

بياييد به جوان ها قدرت انتخاب بدهيم انتخابي كه لازمه زندگي اوست زيرا بدون اين انتخاب ،انسان لاشه اي بد بوست گرچه بهترين دين ها ،بهترين سخن ها ،بهترين حرف ها ،بهترين حديث ها ،بهترين رهبرها ،بهترين رئيس جمهور ها ،بهترين مجلس ،بهترين شورا ها و.. مال او باشد انسان بدون قدرت انتخاب پايبند هيچ ارزشي نيست .

 

 

 

 

 

home